تبليغاتX
لازم نیست
كاش يك بار فقط بال و پرم می‌ دادي
يا كه گاهی‌ ز حدودم گذرم می‌ دادی‌
كاش مثل مه و خورشيد مرا در خانه
راه از پنجره و سقف و درم می‌ دادی‌
نه! شكايت نكنم از تو و از اينكه چرا؟
حلقه ی‌ دار، تو مخصوص سرم مي دادی‌
يا كه اين خشكی‌ لب های‌ مرا تا عمری‌
تو حوالی‌ به دو چشمان ترم مي دادی‌
ای‌ كه خاك از نگهت زر شده، چيزی‌ می‌ شد؟
گوشه چشمی‌ بكنی‌ يا نظرم می‌ دادی‌؟
حسرت كوچكم اين بود كه گاهی‌ می‌ شد
لای‌ اين بی‌ اثری‌ ها، اثرم می‌ دادی‌
اين همه گفتم از آن رو كه بگويم، آری‌!
كاش قبلش ز نماندن خبرم می‌ دادی‌

{رضا احسان‌پور :: مهر هزار و سیصد و نود}

پي نوشت:
شاعر نيستم؛ اين (به اصطلاح شعر) هم در كمتر از ساعتي
روي كاغد آمد؛
انصاف نبود حس خوبي كه داشتم را با تيغ ويرايش، زخم كنم.
به بزرگوار
ی‌ خود ببخشيد.
+ به قلم رضا احسان پور  | 

گرفته ام ولی مرا، از اين قفس رها نكن
از آب و دانه ی لبت، پرنده را جدا نكن
اگر دليل رفتنم، تفقّد تو می‌شود
بيا و مرحمت به اين، گدای بينوا نكن
طبيب دردهای من، علاج زخم های تن
هر آنچه می كني بكن، جنون من دوا نكن
جدا نشد ز خاطرم، خيال خاطرات تو
خيال خاطر كسی، براي خود قبا نكن
شبيه سيب و گندم از پی ات فتاده هر كسی
فريب بوسه از لبی، تو بر لبت روا نكن
اگر سر ارادتم، به اوج دار می بری
مرا تو لااقل رها، ميان اشقيا نكن
تو آشنای غربتی، تو غربتی كه آشنا
مرا به غربت آشنا، غريب آشنا نكن

{رضا احسان‌پور :: شهریور هزار و سیصد و نود}
+ به قلم رضا احسان پور  | 

حمام، دو چشم، آينه، بغض درون
ترديد، سكوت، وان خالي و جنـون
تصميم، عبور تيــــــــــــــــغ، انا لله
تيتراژ، صدای آب با لهجه‌ی خـــون

{رضا احسان‌پور :: شهریور هزار و سیصد و نود}
+ به قلم رضا احسان پور  | 

شرمنده اگر تو را نپوشيدم مرگ
شرمنده اگر تو را ننوشيدم مرگ
من لايق اين سر سگم چون بودم
ديگی كه براي تو نجوشيدم مرگ

{رضا احسان‌پور :: شهریور هزار و سیصد و نود}
+ به قلم رضا احسان پور  | 

بگذار لبم روی لبان تو نشيند
سيبی ز فريبنده ترين شاخه بچيند
بگذار بهشتی كه در آن بوسه گناه است
ديگر اثری از من آلوده نبيند

{رضا احسان‌پور :: شهریور هزار و سیصد و نود}

پ ن: دارد غزل می شود.

+ به قلم رضا احسان پور  | 

شمعی شده ای و تا سحر بیداری
خاکستر اشک بر زمین می کاری
جان سوزی و سینه را به آتش بکشی
ای درد، که بر لبم نخ سیگاری

{رضا احسان‌پور :: شهریور هزار و سیصد و نود}
+ به قلم رضا احسان پور  | 

سیگار که می‌کشی لبت شیرین است
طعم لب تو، خیالکی دیرین است
یک بار لبالب بشوم از لای
دودی که مقابل لبت پرچین است

{رضا احسان‌پور :: شهریور هزار و سیصد و نود}
+ به قلم رضا احسان پور  | 

در فرصت عاشقانه‌ها دیر شدیم
دور از نفس باد صبا پیر شدیم
چون سرو که لاف می‌زند آزاد است
ما ریشه دوانده و زمین گیر شدیم

{رضا احسان‌پور :: شهریور هزار و سیصد و نود}

+ به قلم رضا احسان پور  | 

ای میوه ی ابر آسمان، ای باران
ای تازه رسیده از جنان، ای باران
من چتر شکسته ام، بگو، می شنوم
ای درد دل فرشتگان، ای باران

{رضا احسان‌پور :: شهریور هزار و سیصد و نود}
+ به قلم رضا احسان پور  | 

تو شور شراب و شیوه ی شیدایی
تو سوره ی ناز و آیه ی زیبایی
تو حکمت خاک و سجده و پیشانی
وقتی به زبان قاریان می آیی

{رضا احسان‌پور :: شهریور هزار و سیصد و نود}
+ به قلم رضا احسان پور  | 

دیوار، سکوت، درد دل، تنهایی
دیوار، خطوط، دایره، شیدایی
یک دو سه چهار خط به روی دیوار
یک پنجره می کشم و تو می آیی

{رضا احسان‌پور :: شهریور هزار و سیصد و نود}
+ به قلم رضا احسان پور  | 

نه راه نه که تو عین بیراهی عشق
نه اوج نه که تو عمق هر چاهی عشق
فرهاد بِمُرد و عاقبت بی حاصل
آن کوه به نیّتت شده کاهی عشق

{رضا احسان‌پور :: شهریور هزار و سیصد و نود}
+ به قلم رضا احسان پور  | 

چندیست که غرشش فقط آه شده است
بر اوج درخت بوده، در چاه شده است
"شاعر نشدی وگرنه می فهمیدی"
این بچه پلنگ، عاشق ماه شده است

{رضا احسان‌پور :: شهریور هزار و سیصد و نود}

پ ن: مصراع سوم، مصراع یکی از رباعی های
دوست خوب و شاعرم، «میلاد عرفان پور» است.
+ به قلم رضا احسان پور  | 

از عشق، نصیب من فقط تنهایی
اوهام و تخیلات بس رویایی
من جوجه ی اردکم که الان اما
تبدیل به زشتی ام شده زیبایی

{رضا احسان‌پور :: شهریور هزار و سیصد و نود}
+ به قلم رضا احسان پور  | 

ای حضرت حاضری که ناپیدایی
غایب شده از زشتی و نازیبایی
شرمنده که جای آمدن، می‌گوییم:
«آقا! تو چه وقت پیش ما می‌آیی؟»

{رضا احسان‌پور :: شهریور هزار و سیصد و نود}
+ به قلم رضا احسان پور  | 

تقدیر تمام ما مقدّر شده است
این قصّه به غصّه‌ای مسخّر شده است
جز ثلث زمین، بقیّه‌ی خشکی‌ها
از بارش ابر چشم ما، تر شده است

{رضا احسان‌پور :: شهریور هزار و سیصد و نود}
+ به قلم رضا احسان پور  | 

بر ریز و درشت این جهان می‌خندم
زنجیر به پای غصه‌ها می‌بندم
شیرین شده تلخی غم من با آن
قندی که نهان شده ته لبخندم

{رضا احسان‌پور :: شهریور هزار و سیصد و نود}
+ به قلم رضا احسان پور  | 

تو معنی حق و حقِّ داری، منصور
با خاک و خسش، کار نداری، منصور
از مقصد آسمان اگر برگشتی 
سوغات ستاره هم بیاری، منصور

{رضا احسان‌پور :: شهریور هزار و سیصد و نود}
+ به قلم رضا احسان پور  | 

گر وارث خشکی خُم مِی شده‌ایم
یا سوز و گداز ناله‌ی نی شده‌ایم
از شوق دوباره دیدنت، فروردین!
راضی به تبسّمِ یخِ دی شده‌ایم

{رضا احسان‌پور :: شهریور هزار و سیصد و نود}
+ به قلم رضا احسان پور  | 

او روی زمین ولی نه از اینجا بود
یک حادثه‌ی موقت و زیبا بود
هر طایفه‌ای از او گمانی دارد
مجنونِ تو و برای من لیلا بود

{رضا احسان‌پور :: شهریور هزار و سیصد و نود}
+ به قلم رضا احسان پور  | 

اندوه دلم برای شب می‌گفتم
از دوری دست و چشم و لب می‌گفتم
از خنده ی ماه نو ولی فهمیدم
گویی هذیان به وقت تب می‌گفتم
 
{رضا احسان‌پور :: شهریور هزار و سیصد و نود}
+ به قلم رضا احسان پور  | 

کف‌بینی خط‌های لبم، شوق شراب است
یک بحر می اندر نگهت، غرق سراب است
ای خُم، تو به یک جرعه، به یک قطره، لبم را
تر کن که ز قحطی لبت، خشک و خراب است
دردم تو و درمان تو، الا ساقی خوبان
دور از تو چه نوشیم که این نوش، عذاب است
در جام می‌ام دیدمت ای آیه‌ی مستی
تفسیر نشد آیه که این نقش، بر آب است
ترسم دو جهان غرق شود تا تو بیایی
«زین سیل دمادم که در این منزل خواب است»

{رضا احسان‌پور :: مرداد هزار و سیصد و نود}
+ به قلم رضا احسان پور  |